दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3082› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۸۲
- چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
G3082:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 رهید جان دوم از خودی و از هستی·شدهست صید شهنشاه خویش در مستی
- 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
- 3 درست گشت مرا آنچ من ندانستم·چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی
- 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی
- 5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
- 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
- 7 ز شمس تبریز این جنسها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی
ganjoor: sh3082 · public domain