दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3091› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۹۱
- خدا ندانی خود را و خاص بنده شوی خدای را تو ببینی به رغم معتزلی
G3091:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی·ببینی آنچ نبی دید و آنچ دید ولی
- 2 خدا ندانی خود را و خاص بنده شوی·خدای را تو ببینی به رغم معتزلی
- 3 اگر تو رند تمامی ز احمقان بگریز·گشا دو چشم دلت را به نور لم یزلی
- 4 مگوی عیب کسان را به غیب دان بنگر·زبان ز جهل بدوز و دگر مکن دغلی
- 5 وضو ز اشک بساز و نماز کن به نیاز·خراب و مست شو ای جان ز باده ازلی
- 6 برآر نعره ارنی به طور موسی وار·بزن تو گردن کافر غزا بکن چو علی
- 7 دکان قند طلب کن ز شمس تبریزی·تو مرد سرکه فروشی چه لایق عسلی
ganjoor: sh3091 · public domain