दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3093› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۰۹۳
- به پیش عاشق صادق چه جان چه بند تره دلا ملرز چو برگ ار از این گلستانی
G3093:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی·به جای سبزه تو از خاک خوب رویانی
- 2 هزار یوسف زیبا برآید از هر چاه·چو چرخه و رسن حسن را بگردانی
- 3 ز بس رونده جانباز جان شدست ارزان·به عهد عشق تو منسوخ شد گران جانی
- 4 به پیش عاشق صادق چه جان چه بند تره·دلا ملرز چو برگ ار از این گلستانی
- 5 چه داند و چه شناسد نوای بلبل مست·کلاغ بهمنی و لک لک بیابانی
- 6 چو اشتهای کریمی به لوت صادق شد·گران نباشد بارانیی به بورانی
- 7 نه کمتری تو ز پروانه و حبیب از شمع·وگر کمی ز پر او چه باد پرانی
- 8 هزار جان مقدس بهای جان خسیس·همیدهد به کرم یار اینت ارزانی
- 9 سجود کرد تو را آفتاب وقت غروب·ببرد دولت و پیروزیی به پیشانی
- 10 کسی که ذوق پریشانی چنین غم یافت·دگر نگوید یا رب مده پریشانی
- 11 سوار باد هوا گشت پشه دل من·کی دید پشه که او میکند سلیمانی
- 12 خموش باش و چو ماهی در آب رو پنهان·بهل تو دعوت عامان چو ز اهل عمانی
- 13 خمش که خوان بنهادند وقت خوردن شد·حریف صرفه برد گر تمام برخوانی
ganjoor: sh3093 · public domain