दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3140› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۱۴۰
- رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی سر شاهان این جهان همه پایست و تو سری
G3140:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری·قمرا میرسد تو را که به خورشید بنگری
- 2 همه عالم چو جان شود همگی گلستان شود·شکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری
- 3 تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد·چو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری
- 4 چو سحر پرده میدرد تو پس پرده میروی·چو به شب پرده میکشد تو به شب پرده میدری
- 5 صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام ده·که نظر در تو خیره شد که تو خورشیدمنظری
- 6 رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی·سر شاهان این جهان همه پایست و تو سری
- 7 چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفت·چه عجب گر تو روشنی که از او آب میخوری
ganjoor: sh3140 · public domain