दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 3178› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۱۷۸
- پرده چنان زن که بهر زخمهٔ پردهٔ غفلت ز نظر برکنی
G3178:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 در دل من پردهٔ نو میزنی·ای دل و ای دیده و ای روشنی
- 2 پرده توی وز پس پرده توی·هر نفسی شکل دگر میکنی
- 3 پرده چنان زن که بهر زخمهٔ·پردهٔ غفلت ز نظر برکنی
- 4 شب منم و خلوت و قندیل جان·خیره که تو آتشی یا روغنی
- 5 بیمن و تو، هر دو توی، هر دو من·جان منی، آن منی، یا منی
- 6 نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ·تنتن تنتن، که تو یعنی تنی
- 7 گر تنم و گر دلم و گر روان·شاد بدانم که توم میتنی
- 8 از تو چرا تازه نباشم؟! که تو·تازگی سرو و گل و سوسنی
- 9 از تو چرا نور نگیرم؟! که تو·تابش هر خانه و هر روزنی
- 10 از تو چرا زور نیابم؟! که تو·قوت هر صخره و هر آهنی
ganjoor: sh3178 · public domain