दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 398 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۹۸

  1. این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست

G398:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست·وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
  2. 2 این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب·خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
  3. 3 تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان·در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
  4. 4 چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین·ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
  5. 5 از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران·در شفاعت مو به موی احمد مختار مست
  6. 6 او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیده‌ایم·از شراب آن سری گردد سر و دستار مست
  7. 7 یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر·شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست
  8. 8 گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب·عرش و کرسی آسمان‌ها این همه کردار مست
  9. 9 شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد·از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست

ganjoor: sh398 · public domain