दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 413 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۴۱۳

  1. هر کی در خواب خیال لب خندان تو دید خواب از او رفت و خیال لب خندان ننشست

G413:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست·همه رفتند و نشستند و دمی جان ننشست
  2. 2 هر کی استاد به کاری بنشست آخر کار·کار آن دارد آن کز طلب آن ننشست
  3. 3 هر کی او نعره تسبیح جماد تو شنید·تا نبردش به سراپرده سبحان ننشست
  4. 4 تا سلیمان به جهان مهر هوایت ننمود·بر سر اوج هوا تخت سلیمان ننشست
  5. 5 هر کی تشویش سر زلف پریشان تو دید·تا ابد از دل او فکر پریشان ننشست
  6. 6 هر کی در خواب خیال لب خندان تو دید·خواب از او رفت و خیال لب خندان ننشست
  7. 7 ترشی‌های تو صفرای رهی را ننشاند·وز علاج سر سودای فراوان ننشست
  8. 8 هر که را بوی گلستان وصال تو رسید·همچنین رقص کنان تا به گلستان ننشست

ganjoor: sh413 · public domain