दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 476 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۴۷۶

  1. فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر که آدمی و پری در ره تو بی‌سر و پاست

G476:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست·که بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راست
  2. 2 فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر·که آدمی و پری در ره تو بی‌سر و پاست
  3. 3 پریر جان من از عشق سوی گلشن رفت·تو را ندید به گلشن دمی نشست و نخاست
  4. 4 برون دوید ز گلشن چو آب سجده کنان·که جویبار سعادت که اصل جاست کجاست
  5. 5 چو اهل دل ز دلم قصه تو بشنیدند·ز جمله نعره برآمد که مست دلبر ماست
  6. 6 پس آدمی و پری جمع گشت بر من و گفت·بده ز شرق نشان‌ها که این دمت چو صباست
  7. 7 جفات نیز شکروار چاشنی دارد·زهی جفا که در او صد هزار گنج وفاست
  8. 8 قفا بداد و سفر کرد شمس تبریزی·بگو مرا تو که خورشید را چه رو و قفاست

ganjoor: sh476 · public domain