दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 490 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۴۹۰

  1. به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست

G490:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست·همیشه سجده گهم آستان خرگه توست
  2. 2 به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند·نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست
  3. 3 ز پیش آب و گل من بدید روح تو را·خرد بگفت که سجده کنش که او شه توست
  4. 4 سجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابد·نهاده روی بر آن خاک خوش که او ره توست
  5. 5 چه باشدت اگر این شوره خاک را که منم·به نعل بازنوازی که آن گذرگه توست
  6. 6 ایا دو دیده تبریز شمس دین به حق·تو کهربای دلی دل به عاشقی که توست

ganjoor: sh490 · public domain