दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 500› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۰۰
- عذر گو وز بهانه آگه باش همه خفتند و یک کس آگه نیست
G500:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 قبله امروز جز شهنشه نیست·هر که آید به در بگو ره نیست
- 2 عذر گو وز بهانه آگه باش·همه خفتند و یک کس آگه نیست
- 3 نگذارد نه کوته و نه دراز·آتشی کو دراز و کوته نیست
- 4 در چَهِ طبع تو خیالاتست·یوسفی بیخیال در چه نیست
- 5 چون که گندم رسید مغز آکند·همره ماست و همره که نیست
- 6 پاره پاره کند یکایک را·عشق آن یک که پاره ده نیست
- 7 گه گهی میکشند گوش تو را·سوی آن عالمی که گه گه نیست
- 8 شمس تبریز شاه ترکانست·رو به صحرا که شه به خرگه نیست
ganjoor: sh500 · public domain