दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 512 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۱۲

  1. درد نباشد ننماید صبور که دل او روشن یا تاریست

G512:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 صبر مرا آینه بیماریست·آینه عاشق غمخواریست
  2. 2 درد نباشد ننماید صبور·که دل او روشن یا تاریست
  3. 3 آینه جویی‌ست نشان جمال·که رخم از عیب و کلف عاریست
  4. 4 ور کلفی باشد عاریتیست·قابل داروست و تب افشاریست
  5. 5 آینه رنج ز فرعون دور·کان رخ او رنگی و زنگاریست
  6. 6 چند هزاران سر طفلان برید·کم ز قضا دردسری ساریست
  7. 7 من در آن خوف ببندم تمام·چون که مرا حکم و شهی جاریست
  8. 8 گفت قضا بر سر و سبلت مخند·کاین قلمی رفته ز جباریست
  9. 9 کور شو امروز که موسی رسید·در کف او خنجر قهاریست
  10. 10 حلق بکش پیش وی و سر مپیچ·کاین نه زمان فن و مکاریست
  11. 11 سبط که سرشان بشکستی به ظلم·بعد توشان دولت و پاداریست
  12. 12 خار زدی در دل و در دیدشان·این دمشان نوبت گلزاریست
  13. 13 خلق مرا زهر خورانیده‌ای·از منشان داد شکرباریست
  14. 14 از تو کشیدند خمار دراز·تا به ابدشان می و خماریست
  15. 15 هیزم دیک فقرا ظالمست·پخته بدو گردد کو ناریست
  16. 16 دم نزدم زان که دم من سکست·نوبت خاموشی و ستاریست
  17. 17 خامش کن که تا بگوید حبیب·آن سخنان کز همه متواریست

ganjoor: sh512 · public domain