दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 517 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۱۷

  1. هر گُهری کان ز خزینهٔ خداست در دو لبِ لعلِ تو آن هست هست

G517:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای ز بِگَه خاسته سر مست مست·مستِ شرابی و شرابِ الست
  2. 2 عشق رسانید تو را همچو جام·از برِ ما تا برِ خود دست دست
  3. 3 بازوی تو قوس خدا یافت یافت·تیر تو از چرخ برون جَست جَست
  4. 4 هر گُهری کان ز خزینهٔ خداست·در دو لبِ لعلِ تو آن هست هست
  5. 5 فاش شد این عشقِ تو بی‌قصد ما·بند بدرید ز دل جَست جَست
  6. 6 فاش شد آن راز که در نیم شب·زیر زبان گفته بُدَم پست پست
  7. 7 کِرم خورد چوب و بروید ز چوب·عشق ز من رُست و مرا خَست خَست

ganjoor: sh517 · public domain