दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 523 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۲۳

  1. چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر نقشی بدید آخر که او بر نقش‌ها عاشق نشد

G523:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد·قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد
  2. 2 چون کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر·نقشی بدید آخر که او بر نقش‌ها عاشق نشد
  3. 3 جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد·آهن کجا باشد که بر آهن ربا عاشق نشد
  4. 4 من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری·خانه ش بده بادا که او بر شهر ما عاشق نشد
  5. 5 ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خشکی فتد·ای وای آن مسی که او بر کیمیا عاشق نشد
  6. 6 بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل·هم عیش را لایق نبد هم مرگ را عاشق نشد

ganjoor: sh523 · public domain