दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 53› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۳
- شاد دمی کان شه من آید خندان باز گشاید به کرم بند قباها
G53:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عشق تو آورد قدح پر ز بلاها·گفتم می مینخورم پیش تو شاها
- 2 داد می معرفتش آن شکرستان·مست شدم برد مرا تا به کجاها
- 3 از طرفی روح امین آمد پنهان·پیش دویدم که ببین کار و کیاها
- 4 گفتم ای سر خدا روی نهان کن·شکر خدا کرد و ثنا گفت دعاها
- 5 گفتم خود آن نشود عاشق پنهان·چیست که آن پرده شود پیش صفاها
- 6 عشق چو خون خواره شود وای از او وای·کوه احد پاره شود خاصه چو ماها
- 7 شاد دمی کان شه من آید خندان·باز گشاید به کرم بند قباها
- 8 گوید افسرده شدی بینظر ما·پیشتر آ تا بزند بر تو هواها
- 9 گویم کان لطف تو کو ای همه خوبی·بنده خود را بنما بندگشاها
- 10 گوید نی تازه شوی هیچ مخور غم·تازهتر از نرگس و گل وقت صباها
- 11 گویم ای داده دوا هر دو جهان را·نیست مرا جز لب تو جان دواها
- 12 میوه هر شاخ و شجر هست گوایش·روی چو زر و اشک مرا هست گواها
ganjoor: sh53 · public domain