दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 557› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۵۷
- تن برود به پیش دل کاین همه را چه میکنی گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود
G557:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود·جان ز لبت چو میکشد خیره و لب گزان بود
- 2 تن برود به پیش دل کاین همه را چه میکنی·گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود
- 3 جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن·زانک به نور دل همه شعله آن جهان بود
- 4 شیخ شیوخ عالمست آن که تو راست نومرید·آن که گرفت دست تو خاصبک زمان بود
- 5 دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او·شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود
- 6 راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود·دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود
ganjoor: sh557 · public domain