दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 571› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۷۱
- به گرد چرخ استاره چو مشتاقان آواره که از سوز دل ایشان خرد از کار میماند
G571:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار میماند·جمال ماه نورافشان بدان رخسار میماند
- 2 به گرد چرخ استاره چو مشتاقان آواره·که از سوز دل ایشان خرد از کار میماند
- 3 سقای روح یک باده ز جام غیب درداده·ببین تا کیست افتاده و کی بیدار میماند
- 4 به شب نالان و بیداران نیابی جز که بیماران·و من گر هم نمینالم دلم بیمار میماند
- 5 در این دریای بیمونس دلا مینال چون یونس·نهنگ شب در این دریا به مردم خوار میماند
- 6 بدان سان میخورد ما را ز خاص و عام اندر شب·نه دکان و نه سودا و نه این بازار میماند
- 7 چه شد ناصر عبادالله چه شد حافظ بلادالله·ببین جز مبدع جانها اگر دیار میماند
- 8 فلک بازار کیوانست در او استاره گردان است·شب ما روز ایشانست که بیاغیار میماند
- 9 جز این چرخ و زمین در جان عجب چرخیست و بازاری·ولیک از غیرت آن بازار در اسرار میماند
ganjoor: sh571 · public domain