दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 589 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۸۹

  1. ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی عروسی دارد این عالم که بستان پرجهیز آمد

G589:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمد·کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
  2. 2 ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی·عروسی دارد این عالم که بستان پرجهیز آمد
  3. 3 بیا و بزم سلطان بین ز جرعه خاک خندان بین·که یاغی رفت و از نصرت نسیم مشک بیز آمد
  4. 4 بیا ای پاک مغز من ببو گلزار نغز من·به رغم هر خری کاهل که مشک او کمیز آمد
  5. 5 زمین بشکافت و بیرون شد از آن رو خنجرش خواندم·به یک دم از عدم لشکر به اقلیم حجیز آمد
  6. 6 سپاه گلشن و ریحان بحمدالله مظفر شد·که تیغ و خنجر سوسن در این پیکار تیز آمد
  7. 7 چو حلواهای بی‌آتش رسید از دیگ چوبین خوش·سر هر شاخ پرحلوا به سان کفچلیز آمد
  8. 8 به گوش غنچه نیلوفر همی‌گوید که یا عبهر·باستیز عدو می خور که هنگام ستیز آمد
  9. 9 مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن·مکن با او تو همراهی که او بس سست و حیز آمد
  10. 10 خمش باش و بجو عصمت سفر کن جانب حضرت·که نبود خواب را لذت چو بانگ خیز خیز آمد

ganjoor: sh589 · public domain