दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 593 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۵۹۳

  1. برو ای شُکر کاین نعمت، ز حدّ شُکر بیرون شد نخواهم صبر گرچه او، گهی هم کار می‌آید

G593:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 برون شو ای غم از سینه، که لطف یار می‌آید·تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار می‌آید
  2. 2 نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او·مرا از فرط عشق او، ز شادی عار می‌آید
  3. 3 مسلمانان مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید·که کفر از شرم یار من، مسلمان‌وار می‌آید
  4. 4 برو ای شُکر کاین نعمت، ز حدّ شُکر بیرون شد·نخواهم صبر گرچه او، گهی هم کار می‌آید
  5. 5 رَوید ای جمله صورت‌ها، که صورت‌های نو آمد·عَلَم‌هاتان نگون گردد، که آن بسیار می‌آید
  6. 6 دَر و دیوار این سینه، همی‌دَرَّد ز انبوهی·که اندر دَر نمی‌گنجد، پس از دیوار می‌آید

ganjoor: sh593 · public domain