दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 607 शेर 8 ← पिछला

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۶۰۷

  1. تا دل به قمر دادم از گردش او شادم چون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد؟!

G607:8

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد؟!·بی سر شو و بی‌سامان یعنی بنمی ارزد؟!
  2. 2 چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی·برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد؟!
  3. 3 در عشق چنان چوگان می‌باش به سر گردان·چون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد؟!
  4. 4 بی پا شد و بی‌سر شد تا مرد قلندر شد·شاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد
  5. 5 چون آتش نو کردی عقلم به گرو کردی·خاک توام ای سلطان یعنی بنمی ارزد؟!
  6. 6 بر عشق گذشتم من قربان تو گشتم من·آن عید بدین قربان یعنی بنمی ارزد؟!
  7. 7 چون مردم دیوانه ویران کنم این خانه·آن وصل بدین هجران یعنی بنمی ارزد؟!
  8. 8 تا دل به قمر دادم از گردش او شادم·چون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد؟!

ganjoor: sh607 · public domain