दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 631 शेर 4 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۶۳۱

  1. یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستوری یوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد

G631:4

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد·اومیدِ همه جان‌ها، از غیب رسید آمد
  2. 2 نومید مشو گر چه، مریم بشد از دستت·کآن نور که عیسی، را بر چرخ کشید آمد
  3. 3 نومید مشو ای جان، در ظلمت این زندان·کآن شاه که یوسف را، از حبس خرید آمد
  4. 4 یعقوب برون آمد، از پردهٔ مستوری·یوسف که زلیخا را، پرده بدرید آمد
  5. 5 ای شب به سحر برده! در یارب و یارب تو·آن یارب و یارب را، رحمت بشنید آمد
  6. 6 ای درد کهن‌گشته! بخ بخ که شفا آمد·وی قفل فروبسته! بگشا که کلید آمد
  7. 7 ای روزه گرفته تو! از مائدهٔ بالا·روزه بگشا خوش‌خوش، کآن غرهٔ عید آمد
  8. 8 خامش کن و خامش کن، زیرا که ز امر کن·آن سکته حیرانی، بر گفت مزید آمد

ganjoor: sh631 · public domain