दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 640 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۶۴۰

  1. از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ در ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند

G640:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 تا باد سعادت ز محمد خبر افکند·زان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند
  2. 2 از حال گدا نیست عجب گر شود او پست·تیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند
  3. 3 روزی پسر ادهم اندر پی آهو·مانند فلک مرکب شبدیز برافکند
  4. 4 دادیش یکی شربت کز لذت و بویش·مستیش به سر برشد و از اسب درافکند
  5. 5 گفتند همه کس به سر کوی تحیر·مسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند
  6. 6 از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ·در ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند
  7. 7 از یاد تو بود آنک محمد به اشارت·غوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند

ganjoor: sh640 · public domain