दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 647 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۶۴۷

  1. بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند حیلت بکند لیک خدایی بنداند

G647:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند·تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
  2. 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند·حیلت بکند لیک خدایی بنداند
  3. 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست·وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
  4. 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن·کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
  5. 5 شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری·کاشکار تو را باز اجل بازستاند
  6. 6 خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری·کان جا که گزینی ملک آن جات نشاند

ganjoor: sh647 · public domain