दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 686› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۶۸۶
- غمگین ز چیی مگر تو را غولی از راه ببرد و همنشست آمد
G686:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 ای مطرب جان چو دف به دست آمد·این پرده بزن که یار مست آمد
- 2 چون چهره نمود آن بت زیبا·ماه از سوی چرخ بت پرست آمد
- 3 ذرات جهان به عشق آن خورشید·رقصان ز عدم به سوی هست آمد
- 4 غمگین ز چیی مگر تو را غولی·از راه ببرد و همنشست آمد
- 5 زان غول ببر بگیر سغراقی·کان بر کف عشق از الست آمد
- 6 این پرده بزن که مشتری از چرخ·از بهر شکستگان به پست آمد
- 7 در حلقه این شکستگان گردید·کان دولت و بخت در شکست آمد
- 8 این عشرت و عیش چون نماز آمد·وین دردی درد آبدست آمد
- 9 خامش کن و در خمش تماشا کن·بلبل از گفت پای بست آمد
ganjoor: sh686 · public domain