दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 714› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۷۱۴
- آن جام شراب ارغوانی وان آب حیات زندگانی
G714:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 اول نظر ار چه سرسری بود·سرمایه و اصل دلبری بود
- 2 آن جام شراب ارغوانی·وان آب حیات زندگانی
- 3 جمعیت جانهای خرم·در سایه آن دو زلف درهم
- 4 از رنگ تو گشتهایم بیرنگ·زان سوی جهان هزار فرسنگ
- 5 در عشق پدید شد سپاهی·در سایه چتر پادشاهی
- 6 همچون مه نو ز غم خمیدن·چون سایه به رو و سر دویدن
- 7 آن مه که بسوخت مشتری را·بشکست بتان آزری را
- 8 گر هجده هزار عالم ای جان·پر گشت ز قال و قال ای جان
- 9 گر داد طریق عشق دادیم·ور زان مه و آفتاب شادیم
- 10 آن دم که ز ننگ خویش رستیم·وان می که ز بوش بود مستیم
- 11 باغی که حیات گشت وصلش·خوشتر ز بهار و چار فصلش
ganjoor: sh714 · public domain