दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 724› शेर 12 ← पिछला
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۷۲۴
- در بحر گریخت این مقالات زیرا هنگام آشنا بود
G724:12
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گر مایهٔ دهر جان فزا بود·زیرا که در او پری ما بود
- 2 مر پریان را ز حیرت او·هر گوشه مقال و ماجرا بود
- 3 عقلست چراغ ماجراها·آن جا هش و عقل از کجا بود
- 4 در صرصر عشق عقل پشهست·آن جا چه مجال عقلها بود
- 5 از احمد پا کشید جبریل·از سدره سفر چو ماورا بود
- 6 گفتا که بسوزم ار بیایم·کان سو همه عشق بد ولا بود
- 7 تعظیم و مواصلت دو ضدند·در فسحت وصل آن هبا بود
- 8 آن جا لیلی شدست مجنون·زیرا که جنون هزار تا بود
- 9 آن جا حسنی نقاب بگشود·پیراهن حسنها قبا بود
- 10 یوسف در عشق بد زلیخا·نی زهره و چنگ و نی نوا بود
- 11 وان نافخ صور مانده بیروح·کان جا جز روح دوست لا بود
- 12 در بحر گریخت این مقالات·زیرا هنگام آشنا بود
ganjoor: sh724 · public domain