दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 743 शेर 6 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۷۴۳

  1. شمع عشق افروز را یک بار دیگر اندرآر کوری آن کس که او از عشرت ما دور بود

G743:6

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود·چون رسیدش چشم بد کز چشم‌ها مستور بود
  2. 2 شادی شب‌های ما کز مشک و عنبر پرده داشت·شادی آن صبح‌ها کز یار پرکافور بود
  3. 3 از فراز عرش و کرسی بانگ تحسین می‌رسید·تا به پشت گاو و ماهی از رخش پرنور بود
  4. 4 هر طرف از حسن او بدلیلیی کاسد شده·ذره ذره همچو مجنون عاشق مشهور بود
  5. 5 دل به پیش روی او چون بایزید اندر مزید·جان در آویزان ز زلفش شیوه منصور بود
  6. 6 شمع عشق افروز را یک بار دیگر اندرآر·کوری آن کس که او از عشرت ما دور بود
  7. 7 ساقیی با رطل آمد مر مرا از کار برد·تا ز مستی من ندانستم که رشک حور بود
  8. 8 نقش شمس الدین تبریزیست جان جان عشق·کاین به دفترهای عشق اندر ازل مسطور بود

ganjoor: sh743 · public domain