दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 749 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۷۴۹

  1. دی دل من می‌جهید و هر دو چشمم می‌پرید گفتم این دل تا چه بیند وین دو چشمم بامداد

G749:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد·ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد
  2. 2 دی دل من می‌جهید و هر دو چشمم می‌پرید·گفتم این دل تا چه بیند وین دو چشمم بامداد
  3. 3 بامدادان اندر این اندیشه بودم ناگهان·عشق تو در صورت مه پیشم آمد شاد شاد
  4. 4 من که باشم باد و خاک و آب و آتش مست اوست·آتش او تا چه آرد بر من و بر خاک و باد
  5. 5 عشق از او آبستن‌ست و این چهار از عشق او·این جهان زین چار زاد و این چهار از عشق زاد

ganjoor: sh749 · public domain