दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 765› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۷۶۵
- در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
G765:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 هله نومید نباشی که تو را یار براند·گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
- 2 در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا·ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
- 3 و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها·ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
- 4 نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد·نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
- 5 چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر·تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
- 6 به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او·نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
- 7 همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد·بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
- 8 دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش·به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟
- 9 هله خاموش که بیگفت از این می همگان را·بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
ganjoor: sh765 · public domain