दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 796 शेर 7 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۷۹۶

  1. غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدست از غم آنک ورا تره به نانی نرسد

G796:7

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد·مرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد
  2. 2 سیه آن روز که بی‌نور جمالت گذرد·هیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسد
  3. 3 وای آن دل که ز عشق تو در آتش نرود·همچو زر خرج شود هیچ به کانی نرسد
  4. 4 سخن عشق چو بی‌درد بود بر ندهد·جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد
  5. 5 مریم دل نشود حامل انوار مسیح·تا امانت ز نهانی به نهانی نرسد
  6. 6 حس چو بیدار بود خواب نبیند هرگز·از جهان تا نرود دل به جهانی نرسد
  7. 7 غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدست·از غم آنک ورا تره به نانی نرسد
  8. 8 این زمان جهد بکن تا ز زمان بازرهی·پیش از آن دم که زمانی به زمانی نرسد
  9. 9 هر حیاتی که ز نان رست همان نان طلبد·آب حیوان به لب هر حیوانی نرسد
  10. 10 تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد·تلخ روزی که ز شهد تو بیانی نرسد

ganjoor: sh796 · public domain