दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 847 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۴۷

  1. در عشق بی‌قرارش بنمودنست کارش از عرش می‌ستاند بر فرش می‌فشاند

G847:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند·از پاک می‌پذیرد در خاک می‌رساند
  2. 2 در عشق بی‌قرارش بنمودنست کارش·از عرش می‌ستاند بر فرش می‌فشاند
  3. 3 باری نبود آگه زین سو که می‌رساند·ای کاش آگهستی زان سو که می‌ستاند
  4. 4 خاک از نثار جان‌ها تابان شده چو کان‌ها·کو خاک را زبان‌ها تا نکته‌ای جهاند
  5. 5 تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه·کان بیشه جان ما را پنهان چه می‌چراند
  6. 6 این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو·ای آه را پناه او ما را که می‌کشاند
  7. 7 شیری که خویش ما را جز شیر خویش ندهد·شیری که خویش ما را از خویش می‌رهاند
  8. 8 آن شیر خویش بر ما جلوه کند چو آهو·ما را به این فریب او تا بیشه می‌دواند
  9. 9 چون فاتحه دهدمان گاهی فتوح و گه گه·گر فاتحه شویم او از ناز برنخواند

ganjoor: sh847 · public domain