दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 857› शेर 3 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۵۷
- در کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم والله نه پود ماند والله نه تار ماند
G857:3
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند·کاری که بیتو گیرم والله که زار ماند
- 2 گر خمر خلد نوشم با جامهای زرین·جمله صداع گردد جمله خمار ماند
- 3 در کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم·والله نه پود ماند والله نه تار ماند
- 4 تو جوی بیکرانی پیشت جهان چو پولی·حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
- 5 عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی·با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
- 6 پیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهایی·تا فصلها بسوزد جمله بهار ماند
ganjoor: sh857 · public domain