दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 870› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۷۰
- این هدهد از سپاه سلیمان همیپرد وین بلبل از نواحی گلزار میرسد
G870:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 چشمم همیپرد مگر آن یار میرسد·دل میجهد نشانه که دلدار میرسد
- 2 این هدهد از سپاه سلیمان همیپرد·وین بلبل از نواحی گلزار میرسد
- 3 جامی بخر به جانی ور زانک مفلسی·بفروش خویش را که خریدار میرسد
- 4 آن گوش انتظار خبر نوش میکند·وان چشم اشکبار به دیدار میرسد
- 5 آن دل که پاره پاره شد و پارههاش خون·آن پاره پاره رفته به یک بار میرسد
- 6 قد چو چنگ را که دلش تار تار شد·نک زخمه نشاط به هر تار میرسد
- 7 آن خارخار باغ و تقاضاش رد نشد·گلهای خوش عذار سوی خار میرسد
- 8 آن زینهار گفتن عاشق تهی نبود·اینک سپاه وصل به زنهار میرسد
- 9 نک طوطیان عشق گشادند پر و بال·کز سوی مصر قند به قنطار میرسد
- 10 شهر ایمنست جمله دزدان گریختند·از بیم آنک شحنه قهار میرسد
- 11 چندین هزار جعفر طرار شب گریخت·کآمد خبر که جعفر طیار میرسد
- 12 فاش و صریح گو که صفات بشر گریخت·زیرا صفات خالق جبار میرسد
- 13 ای مفلسان باغ خزان راهتان بزد·سلطان نوبهار به ایثار میرسد
- 14 در خامشیست تابش خورشید بیحجاب·خاموش کاین حجاب ز گفتار میرسد
ganjoor: sh870 · public domain