दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 883› शेर 4 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۸۳
- جام دوی درشکن باده مده باد را چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد
G883:4
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد·این دو که هر دو یکیست جز که همان یک مباد
- 2 فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد·ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد
- 3 گشت جدا موجها گرچه بد اول یکی·از سبب باد بود آنک جدایی بزاد
- 4 جام دوی درشکن باده مده باد را·چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد
- 5 روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت·هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی نهاد
- 6 گرچه ز رب العباد هر نفسی رحمتست·کی بود آن دم که رب ماند و فانی عباد
ganjoor: sh883 · public domain