दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 892› शेर 7 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۹۲
- نفس چو محتاج شد روح به معراج شد چون در زندان شکست جان بر جانان رسید
G892:7
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید·دست بدار از طعام مایده جان رسید
- 2 جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست·قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید
- 3 لشکر والعادیات دست به یغما نهاد·ز آتش والموریات نفس به افغان رسید
- 4 البقره راست بود موسی عمران نمود·مرده از او زنده شد چونک به قربان رسید
- 5 روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست·تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید
- 6 صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او·زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید
- 7 نفس چو محتاج شد روح به معراج شد·چون در زندان شکست جان بر جانان رسید
- 8 پرده ظلمت درید دل به فلک برپرید·چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید
- 9 زود از این چاه تن دست بزن در رسن·بر سر چاه آب گو یوسف کنعان رسید
- 10 عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول·دست بشو کز فلک مایده و خوان رسید
- 11 دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو·آن سخن و لقمه جو کان به خموشان رسید
ganjoor: sh892 · public domain