दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 897› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۸۹۷
- چون جگر عاشقان میخورد این شب به ظلم دود سیاهیِ ظلم بر دلِ شب میدمد
G897:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 شرح دهم من که شب از چه سیهدل بود·هر کی خورد خونِ خلق زشت و سیهدل شود
- 2 چون جگر عاشقان میخورد این شب به ظلم·دود سیاهیِ ظلم بر دلِ شب میدمد
- 3 عاقله شب توی بازرهانش ز ظلم·نیم شبی بر فلک راه بزن بر رصد
- 4 تا برهد شب ز ظلم ما برهیم از ظلام·ای که جهانِ فراخ بیتو چو گور و لحد
- 5 شب همه روشن شود دوزخ گلشن شود·چونک بتابد ز تو پرتوِ نورِ احد
- 6 سینه کبودیِ چرخ پرتو سینه منست·جرعهی خون دلم تا به شفق میرسد
- 7 فارغ و دلخوش بدم سرخوش و سرکش بدم·بولهبِ غم ببست گردنِ من در مسد
- 8 تیرِ غمِ تو روان، ما هدفِ آسمان·جان پیِ غم هم دوان زانک غمش میکشد
- 9 جانم اگر صافی است دُردیِ لطف تو است·لطف تو پاینده باد بر سر جان تا ابد
- 10 قافلهی عصمتت گشت خفیر ار نه خود·راهزن از ریگِ ره بُود فزون در عدد
- 11 سر به خس اندرکشید مرغِ غم از بیم آنک·بر سرِ غم میزند شادیِ تو صد لگد
- 12 چشم چپم میپرد بازوِ من میجهد·شاید اگر جانِ من دیگ هوسها پزد
- 13 جان مثل گلبنان حاملهی غنچههاست·جانب غنچه صبی باد صبا میوزد
- 14 زود دهانم ببند چون دهن غنچهها·زانک چنین لقمهای خورد و زبان میگزد
ganjoor: sh897 · public domain