दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 917› शेर 8 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۱۷
- برای زخم چنین غازیان بود مرهم کسی که درد ندارد بدو دوا مدهید
G917:8
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 به یارکان صفا جز می صفا مدهید·چو میدهید بدیشان جدا جدا مدهید
- 2 در این چنین قدح آمیختن حرام بود·به عاشقان خدا جز می خدا مدهید
- 3 برهنگان ره از آفتاب جامه کنید·برهنگان ره عشق را قبا مدهید
- 4 چو هیچ باد صبایی به گردشان نرسد·به جانشان خبر از وعده صبا مدهید
- 5 به بوی وصل اگر عاشقی قرار گرفت·بهانه را نپذیرم بهانهها مدهید
- 6 شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق·مرا قرار نباشد به بو مرا مدهید
- 7 شراب آتش و ما زادهایم از آتش·اگر حریف شناسید جز به ما مدهید
- 8 برای زخم چنین غازیان بود مرهم·کسی که درد ندارد بدو دوا مدهید
- 9 چو تاج مفخر تبریز شمس دین آمد·لقای هر دو جهان جز بدان لقا مدهید
ganjoor: sh917 · public domain