दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 932› शेर 2 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۳۲
- ز شادی و ز فرح در جهان نمیگنجد که چون تو یار دلارام خوش لقا دارد
G932:2
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 مها به دل نظری کن که دل تو را دارد·که روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
- 2 ز شادی و ز فرح در جهان نمیگنجد·که چون تو یار دلارام خوش لقا دارد
- 3 همیرسد به گریبان آسمان دستش·که او چو سایه ز ماه تو مقتدا دارد
- 4 به آفتاب تو آن را که پشت گرم شود·چرا دلیر نباشد حذر چرا دارد
- 5 چرا به پنجه کمرگاه کوه را نکشد·کسی که ز اطلس عشق خوشت قبا دارد
- 6 تو خود جفا نکنی ور کنی جفا بر دل·بکن بکن که به کردار تو رضا دارد
- 7 چرا نباشد راضی بدان جفای لطیف·که او طراوت آب و دم صبا دارد
- 8 در آتش غم تو همچو عود عطاریست·دل شریف که او داغ انبیا دارد
- 9 خمش خمش که سخن آفرین معنی بخش·برون گفت سخنهای جان فزا دارد
ganjoor: sh932 · public domain