दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 972› शेर 6 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۷۲
- بدود شاه جان به استقبال چونک عشاق در سفر میرند
G972:6
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 عاشقانی که باخبر میرند·پیش معشوق چون شکر میرند
- 2 از الست آب زندگی خوردند·لاجرم شیوه دگر میرند
- 3 چونک در عاشقی حشر کردند·نی چو این مردم حشر میرند
- 4 از فرشته گذشتهاند به لطف·دور از ایشان که چون بشر میرند
- 5 تو گمان میبری که شیران نیز·چون سگان از برون در میرند
- 6 بدود شاه جان به استقبال·چونک عشاق در سفر میرند
- 7 همه روشن شوند چون خورشید·چونک در پای آن قمر میرند
- 8 عاشقانی که جان یک دگرند·همه در عشق همدگر میرند
- 9 همه را آب عشق بر جگر است·همه آیند و در جگر میرند
- 10 همه هستند همچو در یتیم·نه بر مادر و پدر میرند
- 11 عاشقان جانب فلک پرند·منکران در تک سقر میرند
- 12 عاشقان چشم غیب بگشایند·باقیان جمله کور و کر میرند
- 13 و آنک شبها نخفتهاند ز بیم·جمله بیخوف و بیخطر میرند
- 14 و آنک این جا علف پرست بدند·گاو بودند و همچو خر میرند
- 15 و آنک امروز آن نظر جستند·شاد و خندان در آن نظر میرند
- 16 شاهشان بر کنار لطف نهد·نی چنین خوار و محتضر میرند
- 17 و انک اخلاق مصطفی جویند·چون ابوبکر و چون عمر میرند
- 18 دور از ایشان فنا و مرگ ولیک·این به تقدیر گفتم ار میرند
ganjoor: sh972 · public domain