दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 975 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۷۵

  1. خنک او را که شد برهنه ز بود وای آن را که جست سایه بید

G975:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 آتش افکند در جهان جمشید·از پس چار پرده چون خورشید
  2. 2 خنک او را که شد برهنه ز بود·وای آن را که جست سایه بید
  3. 3 دل سپیدست و عشق را رو سرخ·زان سپیدی که نیست سرخ و سپید
  4. 4 عشق ایمن ولایتیست چنانک·ترس را نیست اندر او امید
  5. 5 هر حیاتی که یک دمش عمرست·چون برآید ز عشق شد جاوید
  6. 6 یک عروسیست بر فلک که مپرس·ور بپرسی بپرس از ناهید
  7. 7 زین عروسی خبر نداشت کسی·آمدند انبیا به رسم نوید
  8. 8 شمس تبریز خسرو عهدست·خسروان را هله به جان بخرید

ganjoor: sh975 · public domain