दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 983 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۸۳

  1. نشود بند گفت و گوی جهان شیرگیر‌ی که چون پلنگ آمد

G983:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 هر کی در ذوق‌ِ عشق دنگ آمد·نیک فارغ ز نام و ننگ آمد
  2. 2 نشود بند گفت و گوی جهان·شیرگیر‌ی که چون پلنگ آمد
  3. 3 شیشهٔ عشق را فراغت‌ها‌ست·گر بر او صد هزار سنگ آمد
  4. 4 نام و ناموس کی شود مانع‌؟·چونکه آن دلربا‌ی شنگ آمد
  5. 5 صد هزاران چو آسمان و زمین·پیش جولان‌ِ عشق تنگ آمد
  6. 6 قیصر روم عشق غالب باد·گر کسل چون سپاه زنگ آمد
  7. 7 زُهره بر چنگ این نوا می‌زد·کان قمر عاقبت به چنگ آمد
  8. 8 شمس تبریز هر کی بی‌تو نشست·عذر او پیش عشق لنگ آمد

ganjoor: sh983 · public domain