दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 986 शेर 2 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۹۸۶

  1. سر و جان پیش او حقیر بود هر که را در سر این خمار بود

G986:2

आपकी भाषा

आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:

इस शेर की व्याख्या

अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:

पूरी ग़ज़ल ↗

  1. 1 عشق را جان بی‌قرار بود·یاد جان پیش عشق عار بود
  2. 2 سر و جان پیش او حقیر بود·هر که را در سر این خمار بود
  3. 3 همه بر قلب می‌زند عاشق·اندر آن صف که کارزار بود
  4. 4 نکند جانب گریز نظر·گرچه شمشیر صد هزار بود
  5. 5 عشق خود مرغزار شیران است·کی سگی شیر مرغزار بود‌؟
  6. 6 عشق جان‌ها در آستین دارد·در ره عشق جان نثار بود
  7. 7 نام و ناموس و شرم و اندیشه·پیش جاروب‌شان غبار بود
  8. 8 همه کس را شکار کرد بلا·عاشقان را بلا شکار بود
  9. 9 مر بلا را چنان به جان بخرند·کان بلا نیز شرمسار بود
  10. 10 جان عشق است شه صلاح الدین·کاو ز اسرار کردگار بود

ganjoor: sh986 · public domain