पढ़िए› दफ़्तर 1› अनुभाग 143 ← पिछला · अगला →
بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما
शेर का भेड़िये का इम्तिहान लेना और कहना कि आगे आओ, ऐ भेड़िये, शिकार को हमारे बीच बांट दो
- M1:3050 گفت شیر ای گرگ این را بخش کنمعدلت را نو کن ای گرگ کهن
- M1:3051 نایب من باش در قسمتگریتا پدید آید که تو چه گوهری
- M1:3052 گفت ای شه گاو وحشی بخش تستآن بزرگ و تو بزرگ و زفت و چست
- M1:3053 بز مرا که بز میانهست و وسطروبها خرگوش بستان بی غلط
- M1:3054 شیر گفت ای گرگ چون گفتی بگوچونک من باشم تو گویی ما و تو
- M1:3055 گرگ خود چه سگ بود کو خویش دیدپیش چون من شیر بی مثل و ندید
- M1:3056 گفت پیش آ ای خری کو خود خریدپیشش آمد پنجه زد او را درید
- M1:3057 چون ندیدش مغز و تدبیر رشیددر سیاست پوستش از سر کشید
- M1:3058 گفت چون دید منت ز خود نبرداین چنین جان را بباید زار مرد
- M1:3059 چون نبودی فانی اندر پیش منفضل آمد مر ترا گردن زدن
- M1:3060 کل شیء هالک جز وجه اوچون نهای در وجه او هستی مجو
- M1:3061 هر که اندر وجه ما باشد فناکل شیء هالک نبود جزا
- M1:3062 زانک در الاست او از لا گذشتهر که در الاست او فانی نگشت
- M1:3063 هر که بر در او من و ما میزندرد بابست او و بر لا میتند