Diwan Syams› Ghazal 2567 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · G2567 · 14 bait
غزل شمارهٔ ۲۵۶۷
Buka tiap bait untuk halamannya sendiri — terjemahan, syarah, kata-kata sulit.
- G2567:1 افتاد دل و جانم در فتنه طراریسنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری
- G2567:2 آید سوی بیخوابی خواهد ز درش آبیآب چه که میخواهد تا درفکند ناری
- G2567:3 گوید که به اجرت ده این خانه مرا چندیهین تا چه کنی سازم از آتشش انباری
- G2567:4 گه گوید این عرصه کاین خانه برآوردیبودهست از آن من تو دانی و دیواری
- G2567:5 دیوار ببر زین جا این عرصه به ما وادهدر عرصه جان باشد دیوار تو مرداری
- G2567:6 آن دلبر سروین قد در قصد کسی باشددر کوی همیگردد چون مشتغل کاری
- G2567:7 ناگه بکند چاهی ناگه بزند راهیناگه شنوی آهی از کوچه و بازاری
- G2567:8 جان نقش همیخواند میداند و میراندچون رخت نمیماند در غارت او باری
- G2567:9 ای شاه شکرخندهای شادی هر زندهدل کیست تو را بنده جان کیست گرفتاری
- G2567:10 ای ذوق دل از نوشت وی شوق دل از جوشتپیش آر به من گوشت تا نشنود اغیاری
- G2567:11 از باغ تو جان و تن پر کرده ز گل دامنآموخت خرامیدن با تو به سمن زاری
- G2567:12 زان گوش همیخارد کاومید چنین داردو آن گاه یقین دارد این از کرمت آری
- G2567:13 تا از تو شدم دانا چون چنگ شدم جانابشنو هله مولانا زاری چنین زاری
- G2567:14 تا عشق حمیاخد این مهر همیکاردخامش که دلم دارد بیمشغله گفتاری
ganjoor: sh2567 · public domain