Diwan Syams› Ghazal 353 ← sebelumnya · berikutnya →
Diwan Syams · G353 · 14 bait
غزل شمارهٔ ۳۵۳
Buka tiap bait untuk halamannya sendiri — terjemahan, syarah, kata-kata sulit.
- G353:1 زهی می کاندر آن دستست هیهاتکه عقل کل بدو مستست هیهات
- G353:2 بر آن بالا برد دل را که آن جاسر نیزه زحل پستست هیهات
- G353:3 هر آن کو گشت بیخویش اندر این بزمز خویش و اقربا رستهست هیهات
- G353:4 چو عنقا برپرد بر ذروه قافکه پیشش که کمربستهست هیهات
- G353:5 عجایب بین که شیشه ناشکستههزاران دست و پا خستهست هیهات
- G353:6 مرا گویی که صبر آهستهتر رانچه جای صبر و آهستهست هیهات
- G353:7 بده آن پیر را جامی و بنشانکه این جا پیر بایستهست هیهات
- G353:8 خصوصا جان پیریها که عقلستکه خوش مغزست و شایستهست هیهات
- G353:9 از آن باغ و ریاض بینهایتهمه عالم چو گلدستهست هیهات
- G353:10 چو گلدستهست پوسیده شود زودبه دشتی رو کز او رستهست هیهات
- G353:11 میی درکش به نام دلرباییکه بس زیبا و برجستهست هیهات
- G353:12 ز بس خونها که او دارد به گردنخرد را طوق بسکستهست هیهات
- G353:13 شکنهایی که دارد طره اوبهای مشک بشکستهست هیهات
- G353:14 خمش کردم خموشانه به من دهکه دل را گفت پیوستهست هیهات
ganjoor: sh353 · public domain