Divan di Shams Ghazal 542 ← precedente · successivo →

Divan di Shams · G542 · 12 versi

غزل شمارهٔ ۵۴۲

Apri un distico per la sua pagina: traduzione, commento, parole difficili.

  1. G542:1 بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شدخورشید جان عاشقان در خلوت الله شد
  2. G542:2 روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوانهین ترک تازیی بکن کان ترک در خرگاه شد
  3. G542:3 گر بو بری زان روشنی آتش به خواب اندرزنیکز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد
  4. G542:4 گردیم ما آن شب روان اندر پی ما هندوانزیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد
  5. G542:5 ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوختهرخ‌ها چو گل افروخته کان بیذق ما شاه شد
  6. G542:6 بشکست بازار زمین بازار انجم را ببینکز انجم و در ثمین آفاق خرمنگاه شد
  7. G542:7 تا چند از این استور تن کو کاه و جو خواهد ز منبر چرخ راه کهکشان از بهر او پرکاه شد
  8. G542:8 استور را اشکال نه رخ بر رخ اقبال نهاقبال آن جانی که او بی‌مثل و بی‌اشباه شد
  9. G542:9 تن را بدیدی جان نگر گوهر بدیدی کان نگراین نادره ایمان نگر کایمان در او گمراه شد
  10. G542:10 معنی همی‌گوید مکن ما را در این دلق کهندلق کهن باشد سخن کو سخره افواه شد
  11. G542:11 من گویم ای معنی بیا چون روح در صورت درآتا خرقه‌ها و کهنه‌ها از فر جان دیباه شد
  12. G542:12 بس کن رها کن گازری تا نشنود گوش پریکان روح از کروبیان هم سیر و خلوت خواه شد

ganjoor: sh542 · public domain