Divan di Shams› Ghazal 776 ← precedente · successivo →
Divan di Shams · G776 · 11 versi
غزل شمارهٔ ۷۷۶
Apri un distico per la sua pagina: traduzione, commento, parole difficili.
- G776:1 عاشقان بر درت از اشک چو باران کارندخوش به هر قطره دو صد گوهر جان بردارند
- G776:2 همه از کار از آن روی معطل شدهاندچو از آن سر نگری موی به مو در کارند
- G776:3 گرچه بیدست و دهانند درختان چمنلیک سرسبز و فزاینده و دردی خوارند
- G776:4 صد هزارند ولیکن همه یک نور شوندشمعها یک صفتند ار به عدد بسیارند
- G776:5 نورهاشان به هم اندرشده بیحد و قیاسچون برآید مه تو جمله به تو بسپارند
- G776:6 چشمهاشان همه وامانده در بحر محیطلب فروبسته از آن موج که در سر دارند
- G776:7 ای بسا جان سلیمان نهان همچو پریکه به لشکرگهشان مور نمیآزارند
- G776:8 هست اندر پس دل واقف از این جاسوسیکو بگوید همه اسرار گرش بفشارند
- G776:9 بی کلیدیست که چون حلقه ز در بیرونندور نه هر جزو از آن نقده کل انبارند
- G776:10 این بدن تخت شه و چار طبایع پایشتاجداران فلک تخت به تو نگذارند
- G776:11 شمس تبریز اگر تاج بقا میبخشددل و جان را تو بشارت ده اگر بیدارند
ganjoor: sh776 · public domain