디완에 샴스 · G103 · 12 시구
غزل شمارهٔ ۱۰۳
베이트를 열어 번역, 해설, 어려운 단어가 담긴 자체 페이지를 확인하세요.
- G103:1 دل و جان را در این حضرت بپالاچو صافی شد رود صافی به بالا
- G103:2 اگر خواهی که ز آب صاف نوشیلب خود را به هر دردی میالا
- G103:3 از این سیلاب درد او پاک ماندکه جانبازست و چست و بیمبالا
- G103:4 نپرد عقل جزوی زین عقیلهچو نبود عقل کل بر جزو لالا
- G103:5 نلرزد دست وقت زر شمردنچو بازرگان بداند قدر کالا
- G103:6 چه گرگینست وگر خارست این حرصکسی خود را بر این گرگین ممالا
- G103:7 چو شد ناسور بر گرگین چنین گرطلی سازش به ذکر حق تعالا
- G103:8 اگر خواهی که این در باز گرددسوی این در روان و بیملال آ
- G103:9 رها کن صدر و ناموس و تکبرمیان جان بجو صدر معلا
- G103:10 کلاه رفعت و تاج سلیمانبه هر کل کی رسد حاشا و کلا
- G103:11 خمش کردم سخن کوتاه خوشترکه این ساعت نمیگنجد علالا
- G103:12 جواب آن غزل که گفت شاعربقایی شاء لیس هم ارتحالا
ganjoor: sh103 · public domain