لوستل› دفتر ۲› د هغه شخص کیسه چې خپل ورک شوی اوښ یې لټاوه او پوښتنې یې کولې› بيت ۲۹۲۴
M2:2924 — که اشتری دیدیم میرفت این طرف / اشتری سرخی به سوی آن علف
M2:2924
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
مردم برای دست انداختن مرد و گرفتن مژدگانی، به دروغ ادعا میکنند که شتر گمشدهٔ او را دیدهاند و شروع به دادن نشانیهای ساختگی میکنند.
این بیت، آغاز پاسخهای تمسخرآمیز و طمعکارانهٔ مردم به مردی است که با اضطراب به دنبال شتر گمشدهاش میگردد. مرد با صداقت و درماندگی از دیگران کمک میخواهد و حتی مژدگانی تعیین کرده است، اما اولین پاسخی که میشنود، از سر دلسوزی نیست، بلکه تلاشی برای سرکیسه کردن اوست.
مولانا صحنهای را به تصویر میکشد که در آن، نیاز و آسیبپذیری یک فرد، به جای برانگیختن حس همدلی، طمع و ریشخند دیگران را بیدار میکند. هر کسی برای به دست آوردن آن «چندین درم» مژدگانی، نشانهای از خود میسازد. این بیت و بیتهای بعدی نشان میدهند که چگونه دنیای مادی و مردمانش میتوانند نسبت به جستجوی معنوی (که شتر گمشده نماد آن است) بیتفاوت یا حتی فریبکار باشند. هر یک از این نشانیهای دروغین، سالک را از مسیر اصلی دورتر میکند.
نکتهٔ ظریف در این بیت، اشاره به «آن علف» است. گوینده با این حرف، وانمود میکند که مقصدی مشخص و واقعی را دیده است، در حالی که همه چیز ساختگی است. این جزئیات، فریب را باورپذیرتر جلوه میدهد و عمق دنیاطلبی و بازیگری مردمی را نشان میدهد که حقیقتجویی مرد برایشان اهمیتی ندارد.
- اشتری
- یک شتر، شتری (یای نکره)
- علف
- علفزار، چراگاه
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.