لوستل› دفتر ۲› د بحر په غاړه د ابراهیم ادهم قدس الله سره کرامات› بيت ۳۲۳۲
M2:3232 — سر بر آوردند از دریای حق / که بگیر ای شیخ سوزنهای حق
سر بر آوردند از دریای حقکه بگیر ای شیخ سوزنهای حق
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ
M2:3232
❋ ❋ ❋
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
عبدالکریم سروش
از درسگفتارهای مثنوی
شرح
جلسهٔ 14 — [33:27:00] داستان ابراهیم ادهم و ادب باطنی
صد هزار ماهی با سوزن زرین آمدند و گفتند بفرمایید. گفت الهی سوزن خود خواستم، واد از فضلت نشان راستم. ماهی سر کرد بیرون در زبان، در زمان، سوزن وی را گرفته در نهان. رو به رو کرد و به دو گفت ای امیر، ملک دل به یا چنان ملک حقیر؟ این نشان ظاهر است، این هیچ نیست. باطنی جوی و به ظاهر برمیست. سوی شهر از باغ شاخی آورند، باغ و بستان را کجا آنجا برند؟ گفت این یه شاخیست از بوستان معنا که من پیش تو آوردم و داری میبینی.
❋
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
❋
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.