لوستل› دفتر ۳› د فیل بچیو د برید کونکو کیسې پاتې برخه› بيت ۱۲۰
M3:120 — حرص دنیا رفت و چشمش تیز شد / چشم او روشن گه خونریز شد
M3:120
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت لحظهی مرگ را توصیف میکند که در آن، با رها شدن از حرص دنیا، چشم باطن انسان به حقایق عالم دیگر باز میشود، حتی اگر آن لحظه، لحظهی جان دادن و «خونریزی» باشد.
این بیت در ادامهی داستان مردمی است که به بچه فیلها آزار میرساندند و اکنون به لحظهی مرگ خود رسیدهاند. مولانا این لحظه را به عنوان یک بزنگاه معرفتی توصیف میکند. تا وقتی انسان درگیر حرص و آز دنیوی است، چشمش به حقایق معنوی نابیناست. اما در آستانهی مرگ، وقتی حجاب تعلقات مادی کنار میرود، ناگهان بصیرتی تیز و نافذ پیدا میکند.
شخص در حال احتضار، چیزهایی میبیند که دیگران قادر به دیدنشان نیستند: گرز عزرائیل و شمشیرهای عالم غیب. این «تیز شدن» چشم، همان باز شدن چشم برزخی است. عبارت «چشم او روشن گه خونریز شد» یک تصویر متناقضنما و قدرتمند است. «خونریزی» که معمولاً به معنای نابودی و پایان است، در اینجا به لحظهی «روشن شدن» و دیدن حقیقت تبدیل میشود. یعنی درست در لحظهای که جان از بدن خارج میشود و زندگی ظاهری به پایان میرسد، حیات واقعی و دیدن حقیقی آغاز میگردد. این روشنبینی اما دیرهنگام و بیفایده است، زیرا دیگر فرصتی برای عمل باقی نمانده است.
- تیز شد
- تیزبین شد، دقیق و نافذ شد
- گه خونریز
- زمان خونریزی، کنایه از لحظهی مرگ و جان دادن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.